|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم سلام بر مهدی کسی که خداوند آمدنش را به مردم وعده داده است که تفرقه از بین میرود و دین توسط او جمع میگردد و زمین را پر از عدل میکند. سلام. تو يكي از اين نشريه هايي كه داشتم مي خوندم به يه روايت از كتاب " نصايح ، آيت الله مشكيني " رسيدم كه به اين صورت نوشته بود : " خداي تعالي به عزيز پيغمبر وحي كرد : چون گناه كوچكي كني، كوچكي گناه را منگر بلكه بزرگي خدايي را ببين كه فرمانش را زير پا نهادي. و هنگامي كه خيري اندك به تو رسد، كمي خير را منگر، بلكه عظمت رازقي را ببين كه اين نعمت را عطا كرده. و چون به بلايي دچار شوي شكايت مرا به مردم نكن، چنان كه من شكايت گناهان تو را به ملائكه نمي كنم ( و اسرار تو را در نظر آنان فاش نمي كنم ) " . وقتي اين روايتو خوندم، درسته كه قبلاً شنيده بودمش، اما اين بار يه احساس خاصي بهم دست داد. شايد اين بار به اين دليل بوده كه قرار شده در موردش بنويسم. نمي دونم چه طوري و از كجا بايد شروع به نوشتن كنم. ولي وقتي كه به عقب و به دوران سپري كرده خودم نگاه مي كنم، يه جور احساس دلتنگي مي كنم. آخه مني كه هر روز مي رفتم در خونه خدا و ازش شكايت مي كردم كه اين چه وضعيه كه من دارم. مگه من جزء بنده هات نيستم . درسته كه بنده اي گنه كار به اندازه من وجود نداره ( كه با اين همه خطا و گناه حتي نمي تونم بگم كه جزء بنده هاي خدا هستم يا نه؟ ) ، اما من خداي كريم و ارحم الراحميني مثل شما دارم. خدايا مگه نگفتي كه " فالله خير حافظا و هو ارحم الراحمين ". خدايا مگه نمي گن :" هرکه تو را ده بار با نام ارحم الراحمینات بخواند تو روی از او بر نمیگردانی" . پس چرا وضعم اينه؟ و ... مني كه شكر خداي خودم را درست و حسابي هم به جا نمي آوردم، حالا با پررويي كامل رفتم در خونش و دارم ازش شكايت مي كنم. آه چه قدر شرمسارم. حالا توي اين ماه عزيز هر روز دعاي مخصوص ماه رجب رو مي خونم و هر روز بيشتر از روز قبل به شرمندگيم در برابر خدا اضافه مي شه.
يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً خدايا واقعاً بنده اي به بدي من جزء بنده هات داري؟ تازه فهميدم كه چرا اين روايت يه همچين اثر خاصي داشته و توجه منو به خودش جلب كرده : و هنگامي كه خيري اندك به تو رسد، كمي خير را منگر، بلكه عظمت رازقي را ببين كه اين نعمت را عطا كرده. در واقع بهتر بگم: تازه فهميدم كه بايد به خدا اعتماد كنم و تمام كارها رو بسپرم دست خودش. چرا كه تازه فهميدم " اعتماد به خدا بهاى هر چیز گرانبهايي است و نردبانى به سوى هر بلندایى/ امام جواد علیه السلام بحارالانوار جلد ۵ صفحه ۱۴ " و اينجاست كه مي گم : شکرت به خاطر همه چیزهایی که دادی و ندادی......... با خوندن جمله آخر، ته دلم يه جور احساس امنيت و آرامش مي كنم. آخه خدا گفته : من شكايت گناهان تو را به ملائكه نمي كنم ( و اسرار تو را در نظر آنان فاش نمي كنم ). يارب يا ارحم الراحمين يا اكرم الاكرمين يا مجيب الداعى اذا دعاك ارزقنا رضاك يارب
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 30 تیر1386ساعت 11:44 توسط حمید اسدی
|
|
||