|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم سلام بر مهدی کسی که خداوند آمدنش را به مردم وعده داده است که تفرقه از بین میرود و دین توسط او جمع میگردد و زمین را پر از عدل میکند. مولا جان! ای حب! ای حسین! در ایام عزاداری شما به سر می بریم. ماجرایی که به خاطر شهادتتان، حتی قبل از ولادتتان، خبر داده شده بود و آسمان و موجودات آسمانی، زمین و موجودات زمینی برایش گریه و عزاداری نموده اند. (1) آقا جان! شنیدیم که شما در شب عاشورا، بیعت خود را از یارانتان برداشتید. حتی به یاران خود فرمودید:« اینک شب است آن را سپر و پوششی برای خود قرار دهید و خود را از این معرکه برهانید که گروه دشمن، مرا می خواهد و اگر مرا بکشند کاری به شما ندارند. شما آزادید و می توانید بروید.» (2) در آن زمان، یاوران شما چه رفتاری نشان دادند؟ آنان که در کاروان شما، در کاروان حسینی یعنی معجزه حسینی جای داشتند و همراه شما بودند، چه رفتاری باید عرضه می کردند؟ افرادی همچون ابالفضل (ع)، فرزندان عقیل، زهیر بن قین، بشر بن عمرو، سعید بن عبدالله حنفی، نافع بن هلال و دیگر یاوران چگونه رفتار کردند؟
شما در چه فضایی آنان را تربیت کردید؟ به طوریکه آنان چشمشان فقط شما را می دید. ماجرا به چه صورتی بود که حتی با برداشتن بیعتتان، هیچ یک از آنان، کاروان را ترک نکردند؟ شما با آنها چه کردید که آنقدر شیفته و مجذوب شما شدند؟ به گونه ای که مجراترین آنان یعنی ابالفضل(ع) می فرماید:« ما برای چه دست از تو برداریم؟ برای اینکه پس از تو زنده باشیم؟ هرگز خداوند آن روز را برای ما پیش نیاورد.» (3) و فرزندان عقیل پاسخ دادند:« ما جان و مال و زن و فرزند خود را در راه تو فدا می سازیم و در رکاب تو می جنگیم تا به هر جا درآمدی ما نیز به همان جا درآییم.» (4) و زهیر بن قین اظهارداشت:« به خدا سوگند دوست دارم که کشته شوم، باز زنده گردم، آنگاه دوباره کشته شوم تا هزار مرتبه، تا خدا تو را و اهل بیت تو را از کشته شدن در امان دارد.» (5) و یا عرضهٔ برخی اصحاب که:« جانهای ما فدای تو باد، ما تو را با دستها و صورت های خود حفظ می کنیم و چون کشته شویم، تکلیفی را که خداوند به عهده ما گذاشته انجام داده ایم.» (6) مولا جان! ما آن زمان نبودیم تا در حریم شما سربازی کنیم. اما آیا در این زمان، فقط باید بر ماجرای گذشته حسرت بخوریم و بگرییم؟ آیا کاری از ما ساخته نیست؟ مطمئناً اینطور نیست؛ چرا که « کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا ». اما، ما با این مفهوم چه باید بکنیم؟ آیا جز این است که ما نیز می توانیم در هر زمان از کاروان شما بهره مند شویم؟ و اصلاً چگونه می توانیم این کاروان را همراهی کنیم؟ تربیتهایی که شما در کاروانتان جاری کردید را چگونه واجد شویم؟ آیا جز از طریق همراهی میسر است؟ همراهی در ایمانیات، امیال و حتی جنبه های پایینتر. مولا جان! محبت می فرمایید ما را هم کاروانی کنید تا با همراهی هر چه بیشتر شما، بیشتر از شما بهره ببریم و آماده و آماده تر شویم؟ در روایتی ذیل آیه 47 سوره طور خواندم: «همه آنان که به آل محمد(ص) ستم کرده اند، در رجعتی باز می گردند و از آنها انتقام گرفته می شود.» و در دعای عهد آمده:«خداوندا! اگر مرگ، میان من و او جدایی افکند، مرا از قبر برانگیز در حالی که کفنم به گردنم افکنده و شمشیرم را از نیام کشیده ام.» و یا در زیارتی از حسین بن روح رحمة الله: «رحمت خدا بر شما باد تا اینکه به حضورتان باز گردم و در رجعت شما رستگار شوم.» این موارد و استنادات دیگر از جمله مواردی که در زیارت جامعه کبیره، زیات رسول اکرم(ص)، زیارت امام حسین(ص)، زیارت وارث، زیارت اربعین، زیارت حضرت ابالفضل(ع)، زیارت بقیة الله (عج) در روز نیمه شعبان، زیارت آل یاسین و زیارت رجبیه وارد شده است، گواه بر رجعت شما هستند. جدّ بزرگوارتان، حضرت رسول الله (ص) هم ، آیات رجعت را برای شما قرائت فرموده اند. آقا جان! همانطور که در دعای روز سوم شعبان آمده: «... ما پناهندگان به قبر شما و حاضر شدگان در کنار تربتتان و منتظران رجعتتان هستیم.» مولا جان! ما منتظریم تا در روزی که رجعت می کنید و کاروانتان دوباره نمود مادی پیدا می کند و صحنه کربلا بازآرایی می شود، انتقام شما را از دشمنان بگیریم و ان شاء الله در آن زمان، ما را یاورانی بسیار قوی، رشید و جان بر کف بیابید و همانند سخنانی را که در شب عاشورا به یاوران خود فرمودید، بر ما هم جاری بفرمایید: « من یاورانی بهتر و با وفاتر از اصحاب خود سراغ ندارم...» (7)
ما اجازه نمی دهیم که خاک کربلا دوباره به رنگ خون درآید، بلکه ما نیز به مانند کاروانیان در 1400 سال قبل، با تمام وجود، شما را حفظ می کنیم. آقا جان! ما هستیم، نگران نباشید.
منابع: (1) مفاتیح الجنان، دعای روز سوم شعبان (2) بحار الانوار، جلد 44، ص 298، ح3 (3) ارشاد مفید، ج 2، ص 91 (4) همان، ص 92 (5) همان (6) ملهوف، ص 153 (7) قصه کربلا، ص 244 |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 21 دی1387ساعت 16:17 توسط حمید اسدی
|
|
||