|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم سلام بر مهدی کسی که خداوند آمدنش را به مردم وعده داده است که تفرقه از بین میرود و دین توسط او جمع میگردد و زمین را پر از عدل میکند. هیچ تاریخ نویسی از این شب سخن نگفته است. شبی که در پس حادثه ای عظیم آمده و فردایی جاودانه را به همراه آورده است. این شب, پیچیده در یک بغض است. بغضی که در گوش تاریخ شکست. شبی بی ستاره است امشب, بی ماه, بی خورشید. شب شکفتن یک فریاد فریادی به وسعت فردا. امشب , زمین دیگر صدای تشنگی نمی دهد, آن همه خون سیرابش کرده است. اولین شب تنهایی ست, اولین شب فراق. پلک آسمان سنگین است و غبار حادثه را می بینی که هنوز برپاست. تنها صداست که دیگر هیچ حضوری ندارد, نه صدای شیهه اسبان, نه صدای چکاوک شمشیرها, نه هیاهوی آدمها و نه هیچ صدای دیگر. شب که دامن گسترد, روزی را به پایان برد که پس از آن, هر روز تاریخ شد. کدام شب است امشب؟ شبی که از آن سخن نگفته اند... به جستجو بیایید.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 20:5 توسط حمید اسدی
|
|
||